دل شرمنده - تاریخ: 1403/1/25 ساعت: 20:22
دل ما را برای عاشقی نيستبه هر دل رو بزد شرمنده برگشتهمه دارند يكی را در دل خوددل ما را بگو پر تر ز غم گشتبه دل گفتم چرا نالی شب و روزز درد خود نگفت و لب به لب بست + نوشته شده در شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲ ساعت ۹:۸ ب.ظ توسط علي نجم الديني پور  |  Adblock test (Why?)
سرمه چشم - تاریخ: 1403/1/25 ساعت: 20:22
سرمه چشم دلم هست سياهچون كه بی رحمترين دل به دلم گفت نيابدر آن دل كه شده موجب غمخواری توكه تواند به تو آرد همه نوع بلاآسمان هست پر از نور امشبدل من غرق تماشا امشباین ستاره ها دانند حالمکه ز تنهایی خود می نالم + نوشته شده در شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲ ساعت ۹:۲۱ ب.ظ توسط علي نجم الديني پور  |  Adblock test (Wh...
دو بیتی - تاریخ: 1403/1/25 ساعت: 20:22
گشته دلم عاشقت،عاشق آن روی توکرده چو دیوانه ام ، پیچش آن موی توگر نکنم کفر من ، هستی خدایش تو منقبله ندارد دلم ، سجده کند سوی تو + نوشته شده در چهارشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۲ ساعت ۴:۷ ق.ظ توسط علي نجم الديني پور  |  Adblock test (Why?)
شعری نو - تاریخ: 1401/3/29 ساعت: 13:22
دوباره شعری از نو من سرودم                                   اگر خواندی تو ده صدها درودمخدایی شعرهایم بهترین است                      که هرکس ماست خود شیرین ترین است + نوشته شده در پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۴:۱۰ ق.ظ توسط علي نجم الديني پور  |  Adblock test (Why?)
چاپلوسی - تاریخ: 1401/3/29 ساعت: 13:22
  محض چاپلوسی سرودم این اثرتا بگویم وصف حال جام سحرای که گشته پست تو سرناظریدر میان ناظران هستی تو سرآرزو دارم که من هم مثل توبهر پیمانکار باشم یک خطر داده ای راه نظارت یاد منخود نظارت میکنی با یک نظرپشت من خالی نکردی ای رئیسچون شدی همکار من همچون پدراز تو دارم خواهشی پایان کارسعی خودکن تا نشم من در...
رفتنت - تاریخ: 1401/3/29 ساعت: 13:22
        رفتی تو ازپیشم عزیز،با رفتنت گشتم مریض        آهم چنان سودا شده،هر روز و شب با ناله ام         در هر کجا من فکر تو،هر لحظه گویم ذکر تو        قلبم به تو اهدا شده،جای سرت این شانه ام        هستی  تو  ای زیباترین،تنها  گل  روی  زمین        عشق تو در دل جاشده،قلب تو باشد خانه ام       شرمنده ام...
اگر نالیده بودم - تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 22:01
اگر نالیده بودم در فراقت اگر بوسیده بودم دست و پایت اگر گل میخریدم من برایت
تنهایی - تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 22:01
به تنهایی عادت کرده بودم که تو ناگه از راهی رسیدی مرا تا سرزمین خود ب
یاد تو - تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 22:01
ای یاد تو بر دلم دمیده از یاد تو یادها پریده ای پاکترین طلای
رفاقت - تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 22:01
در كف پاي رفيقان هر چه بود انداختم در خيال خود ز يارانم خدايي ساختم هيچ خيري را نديم در مرام دوستان
بابا - تاریخ: 1396/11/26 ساعت: 4:59
سلام من به تو بابای جانم                                   
خانه قلبم - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 15:49
ندارد خانه قلبم چراغی شود گرم این دلم با سوز آهم بماندم من در این حسرت همیشه که اندازی نگاهی بر نگاهم بیا لطفی کن و این لطف خود را بکن شامل برای حال ما هم کنم من گرمی عشقت گدایی چو باشم من گدایت همچو شاهم نباشد هیچ فرقی بین آن دو شود دیوانه هم شاه و گدا هم ندارد آسمانم ماه و خورشید که من خورشیدم و ه...
یاد تو - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 15:49
ای یاد تو بر دلم دمیده از یاد تو یادها پریده ای پاکترین طلای هستی بهتر از تو چشم من ندیده ای نازترین نازنین ها ناز این دلت دلم خریده ای موسم جان کجا تو هستی از دوری تو تنم خمیده نوشته شده در دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۵ساعت ۷:۱۰ ق.ظ توسط علي نجم الديني |
تنهایی - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 15:49
به تنهایی عادت کرده بودم که تو ناگه از راهی رسیدی مرا تا سرزمین خود ببردی و گفتی هست در تو یک امیدی مرا با این نگاهت شاد کردی بدان در این دلم بیداد کردی چرا از خود نپرسیدم که بودی به هر جا سر زدم آنجا
اگر نالیده بودم - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 15:49
اگر نالیده بودم در فراقت اگر بوسیده بودم دست و پایت اگر گل میخریدم من برایت من الان مانده بودم در کنارت نگویم بی وفایی ای عزیزم هر آنچه برده ای باشد حلالت نمک خوردی نمکدان را شکستی
خالق - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 6:08
تویی سرچشمه پاکی و رادی که من را در جهانت جای دادی تویی سازنده مخلوق خاکی از خاک زمین انسان بدادی خدایا گر تو هستی رهنمایم چنان کن تا ابد یادت بمانم خدایا گر تو باشی بر سر ما نباشد هیچ غم در پیکر ما
حرف دل - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 6:08
عاشقی بر روی کاغذ حرف دل را می نوشت با خودش با ناله و گریان چنین ها می نوشت ای خدا من مانده ام در کار این دنیای تو که چرا کردی چنین پیش همه ما را تو زشت همه میدانند که او یک باغبان خوب بود چون که نوبت به نهال ما رسید اینجور کشت رهگذر پیری که آنجا می گذشت گفت ای جوان از که مینالی که تقدیر سرنوشت ها ر...
گدا - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 6:08
سر راهم بدیدم من گدایی که میگفت ای خداوندا کجایی ذلیل و خار گشتم تا بیفتم برای لقمه نانی من به پایی شدم هر روز و شب رسوای عالم خودت ده روزی ام را گر خدایی همه شب خواب می بینم که من هم یکی شب خفته ام اندر سرایی خودت دانی که من چیزی ندارم به غیر از درد و رنج چیزی ندادی چو دیدم آن گدا را من بگفتم خدایا...
روی قبرم - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 6:08
بنویسید به قبرم که تن من اینجاست تو مرنج از غم دوری که خداوند بخواست تو ببین عاقبت من و بیاندیش به خویش که چنین گشت سرانجام من خیر اندیش همه رفتند و فراموش شدند از دل ها تو بترس از شب قبرت که شود واویلا تو بدانی که نماند به رگت سرخی خون که سرانجام همه اناالیه راجعون
از یادم نمیری - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 6:08
تویی آنکس که از یادم نمیری الهی تا ابد هرگز نمیری دو صد پروانه با عشق رخ تو بمردند که الهی غم نبینی اگر یاد تو در این دل نشسته بدان در عشق تو نیست هیچ امیدی نشستم در بهار من چشم به راهت بهار بگذشت و در پاییز رسیدی