خرید بک لینک
دل ما را برای عاشقی نيستبه هر دل رو بزد شرمنده برگشتهمه دارند يكی را در دل خوددل ما را بگو پر تر ز غم گشتبه دل گفتم چرا نالی شب و روزز درد خود نگفت و لب به لب بست + نوشته شده در شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲ ساعت ۹:۸ ب.ظ توسط علي نجم الديني پور  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 25 فروردين 1403 ساعت: 20:22

سرمه چشم دلم هست سياهچون كه بی رحمترين دل به دلم گفت نيابدر آن دل كه شده موجب غمخواری توكه تواند به تو آرد همه نوع بلاآسمان هست پر از نور امشبدل من غرق تماشا امشباین ستاره ها دانند حالمکه ز تنهایی خود می نالم + نوشته شده در شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲ ساعت ۹:۲۱ ب.ظ توسط علي نجم الديني پور  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 25 فروردين 1403 ساعت: 20:22

گشته دلم عاشقت،عاشق آن روی تو

کرده چو دیوانه ام ، پیچش آن موی تو

گر نکنم کفر من ، هستی خدایش تو من

قبله ندارد دلم ، سجده کند سوی تو

+ نوشته شده در چهارشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۲ ساعت ۴:۷ ق.ظ توسط علي نجم الديني پور  | 

برچسب: نویسنده: دانیال اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 25 فروردين 1403 ساعت: 20:22

دوباره شعری از نو من سرودم

                                   اگر خواندی تو ده صدها درودم

خدایی شعرهایم بهترین است

                      که هرکس ماست خود شیرین ترین است

+ نوشته شده در پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۴:۱۰ ق.ظ توسط علي نجم الديني پور  | 

برچسب: نویسنده: دانیال اکبری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 29 خرداد 1401 ساعت: 13:22

  محض چاپلوسی سرودم این اثرتا بگویم وصف حال جام سحرای که گشته پست تو سرناظریدر میان ناظران هستی تو سرآرزو دارم که من هم مثل توبهر پیمانکار باشم یک خطر داده ای راه نظارت یاد منخود نظارت میکنی با یک نظرپشت من خالی نکردی ای رئیسچون شدی همکار من همچون پدراز تو دارم خواهشی پایان کارسعی خودکن تا نشم من در به در + نوشته شده در یکشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۹ ساعت ۹:۳۹ ب.ظ توسط علي نجم الديني پور  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال اکبری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 29 خرداد 1401 ساعت: 13:22

        رفتی تو ازپیشم عزیز،با رفتنت گشتم مریض        آهم چنان سودا شده،هر روز و شب با ناله ام         در هر کجا من فکر تو،هر لحظه گویم ذکر تو        قلبم به تو اهدا شده،جای سرت این شانه ام        هستی  تو  ای زیباترین،تنها  گل  روی  زمین        عشق تو در دل جاشده،قلب تو باشد خانه ام       شرمنده ام از روی تو،گم گشته ام در کوی تو     دل پیش تو رسوا شده،شب تا سحر میخانه ام                                *~* علی نجم الدینی *~* + نوشته شده در یکشنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۰ ساعت ۸:۴۹ ق.ظ توسط علي نجم الديني پور  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال اکبری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 29 خرداد 1401 ساعت: 13:22

اگر نالیده بودم در فراقت اگر بوسیده بودم دست و پایت اگر گل میخریدم من برایت ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 22:01

به تنهایی عادت کرده بودم که تو ناگه از راهی رسیدی مرا تا سرزمین خود بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 22:01

ای یاد تو بر دلم دمیده از یاد تو یادها پریده ای پاکترین طلای ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 22:01

در كف پاي رفيقان هر چه بود انداختم در خيال خود ز يارانم خدايي ساختم هيچ خيري را نديم در مرام دوستان ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 22:01

سلام من به تو بابای جانم                                    ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال اکبری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 26 بهمن 1396 ساعت: 4:59

ندارد خانه قلبم چراغی شود گرم این دلم با سوز آهم بماندم من در این حسرت همیشه که اندازی نگاهی بر نگاهم بیا لطفی کن و این لطف خود را بکن شامل برای حال ما هم کنم من گرمی عشقت گدایی چو باشم من گدایت همچو شاهم نباشد هیچ فرقی بین آن دو شود دیوانه هم شاه و گدا هم ندارد آسمانم ماه و خورشید که من خورشیدم و هستی تو ماهم اگر روزی رسیدی آخر راه بیا همراه بشو با من و راهم اگر خواهی بدانی حال مارا به لطف حال خوبت رو به راهم نوشته شده در دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۵ساعت ۷:۳ ق.ظ توسط علي نجم الديني | ادامه مطلب

برچسب: خانه,قلبم, نویسنده: دانیال اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 15:49

ای یاد تو بر دلم دمیده از یاد تو یادها پریده ای پاکترین طلای هستی بهتر از تو چشم من ندیده ای نازترین نازنین ها ناز این دلت دلم خریده ای موسم جان کجا تو هستی از دوری تو تنم خمیده نوشته شده در دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۵ساعت ۷:۱۰ ق.ظ توسط علي نجم الديني | ادامه مطلب

برچسب: یاد, نویسنده: دانیال اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 15:49

به تنهایی عادت کرده بودم که تو ناگه از راهی رسیدی مرا تا سرزمین خود ببردی و گفتی هست در تو یک امیدی مرا با این نگاهت شاد کردی بدان در این دلم بیداد کردی چرا از خود نپرسیدم که بودی به هر جا سر زدم آنجاادامه مطلب

برچسب: تنهایی, نویسنده: دانیال اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 15:49

اگر نالیده بودم در فراقت اگر بوسیده بودم دست و پایت اگر گل میخریدم من برایت من الان مانده بودم در کنارت نگویم بی وفایی ای عزیزم هر آنچه برده ای باشد حلالت نمک خوردی نمکدان را شکستی ادامه مطلب

برچسب: اگر,نالیده,بودم, نویسنده: دانیال اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 15:49

صفحه بندی